BlackJack

من تا دو سال پیش اصلاً چیزی از بازی با کارت و ورق نمی‌دانستم. حتی بازی حکم که خیلی از افراد وقتی دور هم جمع می‌شوند، یکی از بازی‌های متدوالشان، حکم هست را هم بلد نبودم و البته الان هم بلد نیستم! تا اینکه دو سال پیش، فرصتی پیش آمد و دوست عزیزی بازی شیرین بلک‌جک را حرفه‌ای به من یاد داد و من عاشقش شدم! ولی خیلی وقت بود که اصلاً بازی نمی‌کردم. اصلاً شرایطش نبود! تا اینکه امسال رژیم کتو را بعد تعطیلات دوباره شروع کردم و روزهای اول خیلی بی‌حال گوشه‌ای از خانه افتاده بودم!! یاد بازی بلک‌جک افتادم. در اپل استور سرچش کردم و چند تا اپلیکشن از این بازی را نصب کردم. نمی‌دانم چرا چند روز اول فقط به سراغ یکی از گیم‌ها می‌رفتم که تک نفره بود! تا اینکه گیم بعدی را باز کردم و دیدم...

Continue reading

امبر - انیمیشن Elemental 2023

امبر

یکی از مهمترین آپشن‌هایی که انیمیشن Elemental را برایم بسیار جذاب کرده، نزدیک بودن شخصیت امبر به شخصیت خودم است. برای چیزی که می‌خواهد تلاش می‌کند. خانواده‌اش برایش مهم است. رویایی در سر دارد. زود عصبانی می‌شود از کوره در می‌رود ولی راه کنترل خشمش را سعی کرده یاد بگیرد. هر بار می‌گوید take breath make connection، من یاد خودم می‌افتم که هر بار چیزی ناراحت یا عصبانی‌ام می‌کند با این روش سعی در آرام کردن خودم می‌کنم. وقتی عاشق می‌شود، آرام می‌شود و در پی نزدیک شدن به عشق است. در طول پروسه‌ی زندگی، پی به عصبانیت و نارضایتی‌اش از شرایط می‌شود. و بسیاری دیگر... وید ریپل (عنصر آب) برایش حکم راهنما را دارد و او را در مسیر پیدا کردن راه زندگی‌اش کمک می‌کند و امبر هم ناخواسته و ناآگاهانه همین نقش را برای وید بازی می‌کند. به طرز عجیبی صدای امبر روی...

Continue reading

امروز سیزدهم سال ۱۴۰۳ است.

سیزده روز از سال ۱۴۰۳ گذشته و من نه در اینستاگرام پستی گذاشتم و عید و شروع سال را تبریک گفتم و نه در سایتم علائم حیاتی از خودم نشان دادم! ولی در زندگی واقعی بسیار لحظه‌های شاد و لذتبخشی را گذراندم... استراحت کردم. بازی و تفریح کردم. از هوا و زمین و آسمان و آب و صدای پرنده‌های بهشتی لذت بردم. حال دلم آرام بود و آرامش داشتم. از حضور در کنار خانواده و عزیزانم شاد بودم و خندیدم و رقصیدم و... زندگی واقعی را زندگی کردم. واقعی زندگی کردن، یک نعمت است. نعمتی که من در آدمهای کمی در زندگی‌ام دیده‌ام. قبل سال تصمیم داشتم، تنها چند روز به دیدار خانواده در تعطیلات بروم و خیلی زود هدفی که تعیین کرده بودم را به صورت تمرکزی جلو ببرم ولی اتفاقاتی که در اواخر سال افتاد و گشایشی که در درونم شکل گرفت، سبب...

Continue reading

کتاب‌های اسفند ۱۴۰۲

کتاب‌های اسفند ماه ۱۴۰۲

امسال به طرز عجیب غریبی کتاب نخریدم و کتاب نخواندم! به اسفند که رسیدیم یاد پارسال افتادم که دقیقا اسفند ماه سال پیش، چند تا کتاب حضوری و اینترنتی خریده بودم و امسال دریغ از خرید یک کتاب در کل سال! (اگر خریدم یا خواندم هم یادم نمی‌آید!) نه تنها کتاب نخریدم بلکه حدود پنجاه شصت (شاید هم بیشتر) کتاب را هم از کتابخانه‌ی کوچکم، هدیه دادم! خلاصه چند روز از این فکرم نگذشته بود که موج هدیه‌های کتاب به سمتم آمد. چند تا از هدیه‌‌های دوستانم که برای کار آرایشی آمده بودند سالن، کتاب بود 🥰 کتاب‌های دوست داشتنی ❤️ روزهای اسفند برایم پرکار است و خسته به خانه برمی‌گردم ولی ذوق خواندن کتاب‌ها را دارم. از هر کدام تقریباً دو سه صفحه خواندم، با چشمانی نیمه باز یا چشمانی که به زور می‌توانم باز نگه‌شان دارم! انگار وظیفه دارم حالا که...

Continue reading