نوشته‌های من

سپردن

هر روز صبح دستانم را به سمت نیرویی برتر و تنها قدرت مطلق این جهان، باز می‌کنم و تمام لحظات آن روز و تجربیاتش را به او می‌سپارم. چند ثانیه ملکوتیست، بعد از یک مراقبه کوتاه. شارژ می‌شوم و سرخ...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

Give up

من چند وقتیه Give up کردم. واقعا تسلیم شدم و سپر انداختم. به جایی رسیدم که بگم هیچی نمیدونم، با عقل خودم هیچ کاری انجام نمیدم و تسلیم. اونجا که میگه “باید پارو نزد وا داد باید دل رو به د...
ادامه‌ی مطلب
کتابخانه‌ی محبوب من, نوشته‌های من

خاطرات یک آدمکش حرفه‌ای

هر بار اومدم راجع به کتاب خاطرات یک آدمکش با خودم حرف بزنم، گفتم آدمکش حرفه‌ای. به نظرم “حرفه‌ای‌”ش جامونده! یعنی یه روز میشه منم با یه سری کلمات ساده، داستان رو طوری پیش ببرم که مخاطب هر یه خط...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

خوب ماندن 🤍

خوب بودن در سختترین شرایط، یک ایمان، اصالت و پای خود ایستادنی می‌خواهد که هر کسی از پس آن برنمی‌آید. من هم در خیلی از زمانها و در خیلی از موقعیت‌ها آنطور که باید، خوب نبودم. ولی حال که یکی‌ از...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

حتی برای اندک زمانی کوتاه 🤍

تنم گرم می‌شود، از زمین، از دنیا جدا می‌شوم، درست مثل همان لحظه. همان لحظه‌ی کوتاه، و این‌بار در قلبم پررنگتر از قبل بایگانی‌اش می‌کنم. که بماند، که بدانم، بودم، یک زمانی بودم، یک ز...
ادامه‌ی مطلب