نوشتههای من قاصدک نوشته شده توسط رخشا غلامی آبان 1, 1402 0 دیشب که خسته برگشتم خونه روی دراور، جایی که اکسسوریهام رو میذارم، کنار گلدونا، یه قاصدک نشسته بود 🤍 ادامهی مطلب
نوشتههای من حتی برای اندک زمانی کوتاه 🤍 نوشته شده توسط رخشا غلامی آبان 1, 1402 0 تنم گرم میشود، از زمین، از دنیا جدا میشوم، درست مثل همان لحظه. همان لحظهی کوتاه، و اینبار در قلبم پررنگتر از قبل بایگانیاش میکنم. که بماند، که بدانم، بودم، یک زمانی بودم، یک ز... ادامهی مطلب
نوشتههای من ما رایت الا جمیلا نوشته شده توسط رخشا غلامی آبان 1, 1402 0 خیلی دلم میخواد انقدر رشد کنم که وقتی نتیجهی هر کاری که انجام میدم رو میبینم واقعا حسم “ما رایت الا جمیلا” باشه. ادامهی مطلب