نوشته‌های من

همه چیز از Give up شروع شد…

دیروز شروع کردم به تدوین یک فیلم جدید و طبق نامگذاری که تعیین کردم، یک بخشی از نام‌گذاری، تاریخ ضبط آن ویدیوست و ویس‌هایی هم که برای آن ویدیو ضبط می‌کنم، آن تاریخ را یدک می‌کشند که سرچ کردن و پید...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

کانون توجه

وقتی چند سال پیش مستقل شده بودم و محل کارم رو به یه منطقه‌ی بهتری منتقل کرده بودم، وقت بیشتری برای پیاده‌روی‌ در روز داشتم و خب وقتی بعد کارم میرفتم پیاده‌روی، این اتفاق تو یه منطقه‌ی بهتر مییوفت...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

رسالتم

دست‌های آلوده به قضاوت‌های پی در پی‌ام را می‌شویم و نظاره‌گر بازی آدمها می‌شوم. رسالتم لذت بردن در سکوت و مداومت ورزیدن به گشودگی دریچه‌ی دیدم به دنیاست. و امید دارم به روزی که جهان، مشتاق ...
ادامه‌ی مطلب
کتابخانه‌ی محبوب من, نوشته‌های من

یک غربت و گاهی غم

اسم این متن، اسم یه داستان کوتاه از کتاب شام خانوادگی کازئو ایشی گورو‌ه. داستان از زبان یه خانم میانساله. اوایل داستان، راجع به زمانی میگه که دخترش برای چند روز، بهش سر زده. از متن کتاب:...
ادامه‌ی مطلب
خاطرات یک آرایشگر, کسب و کار, نوشته‌های من

این همونیه که تو میخوای!

چند وقت پیش برای خرید شلوار وارد یه فروشگاه شدم. همون اول مشخصات شلواری که می‌خواستم رو کامل به فروشنده توضیح دادم. فروشنده از همون اول فروشگاه، هر شلواری که باهاش مواجه می‌شد، برمیگشت بهم میگ...
ادامه‌ی مطلب