سطح شعور

یادم است چند سال پیش برای برگزاری مراسم و دوره‌ای داوطلب شدم و به عنوان میزبان در آن مراسم حضور داشتم. یکی از روزهای برگزاری مراسم، همان اوایل روز، سرگروهمان به من گفت: مانتوت خیلی کوتاهه، شلوارتم جذب! نمی‌تونی اینطوری سر جلسات بیای، بگو یکی برات لباس بفرسته، عوض کنی... هیچکس در خانه‌مان نبود که لباسی برایم بفرستد و هیچکدام از دوستانم هم در شرایطی نبودند که لباسی مناسب و سرگروه پسند برایم بفرستند! خیلی بابت این موضوع ناراحت بودم. به سختی مرخصی گرفته بودم (آن زمان پرسنل بودم و هنوز مستقل نشده بودم.) و کلی شرایط را پشت سر گذاشته بودم تا آن چند روز در دوره و جلسات به عنوان میزبان حضور داشته باشم. مستاصل از هر فردی که در موسسه می‌دیدم، می‌پرسیدم: شما لباس اضافه با خودتون نیوردین؟! واقعاً چرا فکر می‌کردم کسی باید با خودش لباس آورده باشد! خلاصه یکدفعه چشمم...

Continue reading