نوشته‌های من

گوساله سامری

گاهی انقدر ناشکیبایم که فکر می‌کنم اگر در قوم بنی اسرائیل بودم و موسی ده روز دیر می‌کرد، احتمالاً من هم جز فریب‌خوردگان بودم و گوساله را به عنوان خدا می‌پرستیدم!! بارها و بارها در زندگی در دام...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

توفیق اجباری

یکی از موضوعاتی که همیشه دوست داشتم تجربه‌اش کنم، این بود که در زمان مسافرت بتوانم کار کنم. در واقع بتوانم روی کارم تمرکز داشته باشم و زمانی را به کار و سایتم اختصاص دهم. در تمام این سالها که ...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

خدای شیرینم

یادم است بیست و دو سال پیش وقتی آقای پشت کامپیوتر کافی‌نت بهم گفت که قبول شدی (منظور قبولی در کنکور کارشناسی‌ست)، روی ابرها قدم برمی‌داشتم. در یک لحظه، رنگِ دنیا بیشتر شد. همه جا نور بود و ...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

لبه‌ی سکو

گاهی مدت‌ها یا حتی سال‌ها به دنبال تحقق خواسته‌ای هستی. مثل مهاجرت، تغییر شغل، ازدواج، بچه دار شدن، و مثل هر چیزی که یک تغییر خاص باشد و مسیر فعلی زندگی‌ات را به طور کل تغییر دهد. ...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا 🤍

وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا. یکی از بهترین ترجمه‌های قرآن، ترجمه‌ی مکارم شیرزای‌ست. بابت آن، بسیار سپاس‌گزارم 🤍   این روزها مفهوم قشنگی از توکل در وجو...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

Give up

من چند وقتیه Give up کردم. واقعا تسلیم شدم و سپر انداختم. به جایی رسیدم که بگم هیچی نمیدونم، با عقل خودم هیچ کاری انجام نمیدم و تسلیم. اونجا که میگه “باید پارو نزد وا داد باید دل رو به د...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

خوب ماندن 🤍

خوب بودن در سختترین شرایط، یک ایمان، اصالت و پای خود ایستادنی می‌خواهد که هر کسی از پس آن برنمی‌آید. من هم در خیلی از زمانها و در خیلی از موقعیت‌ها آنطور که باید، خوب نبودم. ولی حال که یکی‌ از...
ادامه‌ی مطلب