تولدت مبارک، ۱۴۰۴، رخشا غلامی
نوشته‌های من

چهل سالگی، سال سپاسگزاری

در اولین ساعات تولدم به خدا گفتم من هیچ برنامه‌ی خاصی برای امسالم ندارم. یکسری خواسته دارم ولی راه رسیدن به آنها را بلد نیستم. از او پرسیدم که امسالم را روی چه چیزی سرمایه‌گذاری کنم و در کد...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

تولدت مبارک گل پونه

امروز تولدم است و دیشب که نیمه شب را رد کردیم و در واقع وارد امروز شدیم، شمع تولدم را روی یک تکه از آخرین تکه‌ی شکلات تخته‌ای که دوستم از فرنگستان برایم آورده بود، گذاشتم و با یک فوت خودم را رسما...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

تغییر

چند سال پیش به خانه‌ی دوستی مهمانی رفتم و وقتی برگشتم تا سه چهار روز فقط مشغول تمیز کردن خانه‌ام بودم. حالا مهمانی به تمیز کردن خانه‌ی من چه ربطی داشت؟! انقدر خانه‌ی آن فرد کثیف بود که در ب...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

پاییز، امروز برای من شروع شد.

بعد مدت‌ها، الان بدون هیچگونه دغدغه‌ای، در آرامشِ کامل، پشت میز کارم و سیستم‌ام نشستم. همه چیز همان جایی هست که باید باشد. همه چیز مرتب و تمیز است. هر کاری که باید، را انجام دادم و هر کس...
ادامه‌ی مطلب