فقط زنده بمونه!

در یکی از قسمت‌های فرندز، راس از ریچل می‌خواهد که برای یک ساعت بِن پسرش را نگه دارد. ریچل بابت این موضوع نگران می‌شود و سوالاتی مثل باید چیکار کنم؟! و من به تنهایی؟! و... را می‌پرسد. راس در جواب می‌گوید، فقط زنده بمونه. چند وقت پیش من در چنین وضعیتی قرار گرفتم. حالا نه با بچه، بلکه با یک ماهی! دوستم برای مدتی می‌خواست از کشور خارج شود و ماهی‌اش را به من سپرد. به منی که از ماهی می‌ترسم! حالا نه اینکه بترسم. بیشتر دوست ندارم به او دست بزنم! او برای مدتی مهمان من است. ماهی چه می‌خواهد؟ آفرین، آب. شب اولی که آمد، متاسفانه آب منطقه‌مان قطع شده بود! فردایش رفتم برایش غذا خریدم و به فروشنده تاکید کردم که یک غذایی بدهد که زنده بماند! برایش توضیح دادم که او مهمان من است و حتماً تا برگشت دوستم باید زنده...

ادامه‌ی مطلب

I like Phoebe

نمی‌دانم چرا چند باری که سال پیش فرندز را دیدم نتوانسته بودم با شخصیت فیبی ارتباط بگیرم و حتی در بعضی موقعیتها این شخصیت روی مُخم بود و هر کدام از دوستانِ فرندزبینم او را به عنوان شخصیت محبوبشان معرفی می‌کردند، برایم عجیب بود! از یکی دو ماه پیش که دوباره یادگیری زبان را شروع کردم، فرندز را هم هر از گاهی نگاه می‌کنم و جدا از اینکه خیلی برای یادگیری ناخودآگاه مغزم موثر است، به طرز عجیبی شخصیت فیبی بوفی برایم جذاب شده است. خیلی شیرین و مهربان و روراست و بامزه است و واقعاً به نظرم قشنگ بازی می‌کند. فیبی هم خودش بسیار زیباست هم قلب و روح و درونش. البته نه اینکه سریِ قبل کلاً فیبی را دوست نداشته باشم ولی شخصیت محبوب و اولم نبود. در یکی از قسمت‌ها راس اصرار دارد که برای عروسی...

ادامه‌ی مطلب