تولدت مبارک گل پونه
امروز تولدم است و دیشب که نیمه شب را رد کردیم و در واقع وارد امروز شدیم، شمع تولدم را روی یک تکه از آخرین تکهی شکلات تختهای که دوستم از فرنگستان برایم آورده بود، گذاشتم و با یک فوت خودم را رسماً وارد تولدم کردم!
من بارها و بارها امروز و هر روز احساس خوشبختی کردم و میکنم.
هر وقت کمی به دغدغههای زندگیام فکر کردم، دیدم چقدر همهی آنها قشنگند.
کارم، آموزشم، تمیز کردن خانه، یادگیری زبان، دیدن دوستانم، مسافرتم، نوشتن هر روزه و به هر چه فکر کردم دیدم، تکتکشان را دوست دارم.
احساس خوشبختی میکنم چون وقتی روزم را تمام میکنم حال دلم خوب است و با خیال راحت میخوابم.
احساس خوشبختی میکنم چون تمیز زندگی میکنم.
احساس خوشبختی میکنم چون هزاران دلیل دارم برای این حس.
خدایا شکرت که به من فرصت زندگی کردن دادی،
چهل سال به من سلامتی کامل دادی،
بیشمار نعمت دادی که هر کدامشان کیفیتی به زندگیام میدهند که لبخند روی قلبم عمیق و عمیقتر شود.
الهی شکر برای زمانبندیهای دقیقت.
برای هدایتهایت.
شکر برای زیباییام.
برای احساساتم.
برای همصحبتیهایمان.
برای آرامشی که با حضورت، در دلم و زندگیام ایجاد میشود.
خدایا شکر، شکر، شکر 🤍
تولدت مبارک گل پونه را خواهرم دیشب برایم فرستاد و من امروز چندین و چند بار گوشش کردم.
اسم این پست را همین میگذارم تا دغدغههای ساده و قشنگ زندگیام از روی سابجکت همین پُست هم مشخص باشد 😉
الهی شکر
۱۱ دی ماه ۱۴۰۴ 🤍