نوشته‌های من

ده روز مانده به پاییز

چند روز دیگر تابستان تمام می‌شود و پاییز و زمستان ۱۴۰۵ در انتظارمان است. شش ماهی که گذشت جز شیرین‌ترین و پُربرکتترین روزهای زندگی‌ام بود. تقریباً هر روزش حال دلم خوب بود و زندگی رضایت بخشی ...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

خانه دوباره خانه می‌شود

این روزها فهمیدم معنای راحتی و امنیت به سادگی خلاصه می‌شود در صندلی‌ای که کنار پایت هست تا زمانی که پشت سیستم می‌نشینی پایت را رویش دراز کنی. نخ دندان‌ در سر میز ناهار خوری،‌ کنار سیستمت، روی ...
ادامه‌ی مطلب
نوشته‌های من

درهم پیچیدگی منظم و رگ‌های پرآواز

همین که به آخرای انجام یک کار می‌رسم، کار مهم بعدی که به کل هم فراموشش کرده بودم، یادم می‌آید و در لحظات پایانی ددلاین آن، انجامش می‌دهم. همه چیز این روزها در هم پیچیده شده و همه چیز باهم تصمی...
ادامه‌ی مطلب