نوشته‌های من

زنگ خونه!

زنگ آیفون خانه‌ را چند سال پیش قطع کردم.

دلیلی هم نداشت که وصل باشد. هر از گاهی مامور آبی، برقی، گازی یا حتی اشتباهی زنگ می‌زدند و با احترام به همه‌ی ماموران با اینکارشان برای من مزاحمت ایجاد می‌کردند.

هر صدای کوچکی نویز محیطی برایم محسوب می‌شود حتی اگر زنگ‌ آیفون باشد.

دوست عزیزی و آشنایی هم بخواهد بیاید خانه‌ی من، خیلی هم عالی، قبل از رسیدنشان آیفون را روشن می‌کنم، دلیلی بر فعال بودن همیشه‌اش نمی‌بینم واقعاً.

زنگ در واحد را هم تصمیم داشتم یکسال پیش قطع کنم ولی چون آقای سریدار اگر زباله را ساعت ۹ پشت در نگذاشته باشم، زنگ می‌زند تا زباله را تحویل دهم، قطع نکرده بودم ولی دو شب پیش آن را هم قطع کردم!

در این حد حساس به صدا!

چند روز پیش از دیجی کالا چیزی سفارش داده بودم،‌ اول دیجی کالا و بعد شرکت پست زحمت کشیدند و هزارتا مسیج به من دادند که

ما شنیدیم قراره چیزی برات پست بشه!

آ دیدی گفتیم، بسته‌ات رو تحویل گرفتیم، الان پیش ماست.

بسته‌ات که پیش ما بود، خب؟! خیالت راحت جاش امنه!

دیگه داریم می‌فرستیم.

آ، فرستادیم.

یکم صبر کنی دیگه می‌رسه.

فردا می‌رسه.

امروز می‌رسه.

از ساعت ۱ به بعد می‌رسه خونه باش.

خونه‌ای؟ داره بسته مییادا!

یعنی این احساس مسئولیت پست ستودنی‌ست!

من هم در راستای دریافت سفارش و پستی دیگری که در راه داشتم، لطف کردم و زنگ آیفون را امروز روشن کردم و منتظر پستچی محترم ماندم.

آخر هم آقای پستچی زنگ زدند که خانم غلامی نیستین؟ بسته‌تون اومده.

رفتم دیدم شماره واحد را روی بسته اشتباه زدند!

بسته را گرفتم و آمدم خانه. هنوز جعبه را کامل باز نکرده بودم که دوباره پستچی زنگ زد که چرا آدرس شما رو همه اشتباه نوشتن، بیاین باز بسته دارین.

این یکی را شخص برایم پست کرده بود و این بار پلاک را اشتباه نوشته بود.

خلاصه که ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادند که صدای زنگ آیفون نویز ایجاد نکند.

و اولین کاری که بعد از برگشتم به خانه انجام دادم خاموش کردن آیفون خانه بود.

حال این آدم حساس به صدا، یک ساختمان در کنارش دارند می‌سازند که تمام نشدنی‌ست!

من نمی‌دانم وقتی زنگ آیفون، چیزی به این کوچکی، بخاطر ۲ اشتباه ساده، به صدا درنمی‌آید و برای من مزاحمت ایجاد نمی‌کند پس چرا روی صداهای دیگر خدا کمکم نمی‌کند و این نویزهای محیطی را از زندگی‌ام خارج نمی‌کند؟!

دیدگاهتان را بنویسید