دلنوشته‌ها, نوشته‌های من

گریه کن گریه قشنگه

توی یکی از قسمت‌های فرندز داستان حول این می‌چرخه که چندلر نمی‌تونه گریه کنه و بالاخره آخرهای داستان، سر هر موضوع کوچیکی چندلر می‌زنه زیر گریه.

خواستم بگم برای من هم الان مدتهاست که گیت باز شده و بسته هم نمیشه!

همین چند شب پیش نشستم دورهمی فرندز بعد ۱۷ سالشون رو دوباره دیدم و انقدر گریه کردم که بعد از اینکه فیلم تموم شد، احساس می‌کردم از یه دنیای دیگه برگشتم!

الان هم رفتم آهنگ گریه کن گریه قشنگه‌ی سیاوش قمیشی رو تو نت گوش کنم، دیدم برای آلبوم روزهای بی‌خاطره‌اشه!

من دیگه حرفی ندارم…

 

پ.ن: چندلر تو همیشه دوست من می‌مونی، مخصوصاً بعد اون جلسه که سیگارت رو با هیپنوتیزم ترک کردی 😂❤️‍🩹