نوشتههای من
برگ درخت
امسال که از تعطیلات عید برگشتم، روز دوازدهم یا سیزدهم فروردین بود که حس سرماخوردگی و بدن درد بدی سراغم آمده بود و دریغ از یک قرص که بتواند من را از این شرایط خارج کند تا از تعطیلات بگذریم و من بت...
خانه دوباره خانه میشود
این روزها فهمیدم معنای راحتی و امنیت به سادگی خلاصه میشود در صندلیای که کنار پایت هست تا زمانی که پشت سیستم مینشینی پایت را رویش دراز کنی.
نخ دندان در سر میز ناهار خوری، کنار سیستمت، روی ...
پاندای کونگ فو کار تحت فشار است!
نمیخوام غر بزنم ولی اگر کسی این روزها بهم بگه:
حالا مگه چیکار میکنی که انقدر میگی کار دارم و خستهام؟!
یا در جوابم بگه:
همین؟! فقط فلان کار؟! هنوز تموم نشده؟!
اولاً دوست دارم بزنم از وسط حت...
عریان رقصیدن در شلوغترن میدان شهر
حتی وقتی بُرس نداری که موهایت را شانه کنی!
فقط یک کش مو داری که اگر گم شود، کلافهای و احساس میکنی سرت لق شده و الان است که از تنت جدا شود و روی زمین قل بخورد!
وقتی با لباس بیرونت روی مبل ...
آهسته مساویست با سریع
آهسته یعنی روان، روان یعنی سریع
در نتیجه آهسته مساویست با سریع
این حرف یکی از حرفهای طلایست که به نظرم آدمهای عجول باید سرلوحهی زندگیشان قرارش دهند!
سالها قبل این حرف را از فرد عزیزی شنی...
درهم پیچیدگی منظم و رگهای پرآواز
همین که به آخرای انجام یک کار میرسم، کار مهم بعدی که به کل هم فراموشش کرده بودم، یادم میآید و در لحظات پایانی ددلاین آن، انجامش میدهم.
همه چیز این روزها در هم پیچیده شده و همه چیز باهم تصمی...
سطح شعور
یادم است چند سال پیش برای برگزاری مراسم و دورهای داوطلب شدم و به عنوان میزبان در آن مراسم حضور داشتم.
یکی از روزهای برگزاری مراسم، همان اوایل روز، سرگروهمان به من گفت:
مانتوت خیلی کوتاهه، شل...
بالاخره
بالاخره ویدیوی اول همهی جلسات دورهی تراپی هم امروز ضبط شد.
تمام جلسات تراپی ضبط شدن، تدوین شدن، و حتی چک نهایی بعضی جلسات هم انجام شده ولی اون ویدیوی مشترک اول همهی جلسات هنوز ضبط نشده بود...
لبهی سکو
گاهی مدتها یا حتی سالها به دنبال تحقق خواستهای هستی.
مثل مهاجرت،
تغییر شغل،
ازدواج،
بچه دار شدن،
و مثل هر چیزی که یک تغییر خاص باشد و مسیر فعلی زندگیات را به طور کل تغییر دهد.
...