راهنمای مردن با گیاهان دارویی
راهنمای مُردن با گیاهان دارویی کتابیست که دوست دارم خط به خطش را حس کنم.
آرام آرام بخوانمش و به هر جمله دوباره برگردم و حسی راوی را در وجودم حس کنم.
وقتی از طعم رنگها میگوید
وقتی دستانش را باز میکند و مدتها در آن حالت میماند
وقتی خار گیاهی در پوستش میرود و از سوزشش میگوید
هر بار که شروع به خواندن میکنم، دوست ندارم بیشتر از دو سه صفحه بخوانمش
دوست دارم لحظه به لحظهاش را لمس کنم
فکر کنم اولین کتابیست که با اینکه خیلی کنجکاوم که ادامهاش را بدانم با این حال هر بار که از حال و هوای خانهی کتاب دور میشوم، کنارش میگذارم تا طعمش را همانطوری که هست حس کنم نه فقط صرف خواندن.
چند سال پیش کتاب را خواندم
و البته که میدانم چه اتفاقی در آن افتاده
ولی از آنجا که دقیقاً چون چند سال پیش خواندمش و درک پنج سال پیشم نسبت به دنیا با الان بسیار متفاوت است، مسلماً کتاب هم برایم بسیار متفاوت پیش میرود.
حتی اتفاقات و روند پیشروی آنها.
برای همین با حس و حال الانم دوست دارم حس کتاب را آرام آرام مزه کنم و از آن نهایت لذت را ببرم.
شده که یک کتاب را چندین بار در سالهای متوالی بخوانم و هر بار خوشم بیاید ولی کتاب چراغها را من خاموش میکنم زویا پیرزاد کتابیست که هر بار خواندمش، من آنجا بودم و در خانه و خیابانهای داستان همراه راوی قدم میزدم و تجربه میکردم.
و الان این کتاب…
عجیب و تحسین برانگیز عطیه عطارزاده هنرنمایی کرده
در همین حد بگویم که
Such WOW